تبلیغات
ماکجاییم در این بهر تفکر تو کجایی؟؟؟!! - ساده























ماکجاییم در این بهر تفکر تو کجایی؟؟؟!!

زندگی رو خوب نیگا کرد باید!♥▬♥

مرا ببر به دامنه شقایق ها

آنجا که گل های سرخ، بی ادعا در همسایگیه شقایق های وحشی می رویند

ببر مرا به لحظه سرشک ژاله، آنگاه که باران را در ذهن خالی ابر تداعی می کند

مرا تا حضور عاشق یک چکاوک بکشان

تا انتظار قناری

تا رقص بی بدیل یک سهره

ببر مرا تا هنگامه فریاد باد در گوش نا شنوای عصر آهن

تا سکوت آسمان ، تا تپش نبض شب های بی قراری

مرا ببر تا خود.

مرا از خاطره سرد برف بگیر ، از ذهن یائسه بیابان جدا کن

جدایم کن از ازدحام شب بی ستاره

بخندان مرا به هر آنچه گریاند ما را

به جغد ، به شب ، به جرقه ، به آن ستاره دنباله دار که میرفت تا تباهی

به تلخیه خاطرات فراموش

 

دست دردست من بگذار

مرا به بیراهه های سرمستیه ممتد بکشان

تا گناه لب خسته از بوسه ای داغ

تا به اخلاص یک معصیت ، یک تباهی

 

بمان با من

تا زردی برگ پاییز ، خواب زمستان

تا طراوت بهار با من بمان ، تا تبستان

تا لذت یک هم آغوشی

تا همیشه

 

مرا بخوان تا از تو بخوانم،

خط به خط ، واژه به واژه ، حرف به حرف

مرا از من به عاریت بگیر

بفروشم در شبستان داغ دورویی

مرا از سادگی قلب کبوتر بخواه

 

مرا آزاد کن از ماده از زمین از زمان  ، از آسمان

از نرخ از خاک از شهوت از شهرت

مرا با حس خالیه یک دست آشنا کن

 

با من بمان تا همیشه

 

بترسانم از فراسوی بودن ، نوشتن ، تباهی

بگو با من از رنج یک یاکریم از سیاهی

 

با من بمان تا همیشه


نوشته شده در چهارشنبه 17 شهریور 1389 ساعت 11:54 ق.ظ توسط حامد JUJU نظرات |


Design By : Pichak