تبلیغات
ماکجاییم در این بهر تفکر تو کجایی؟؟؟!! - baraye toooooooooooooo























ماکجاییم در این بهر تفکر تو کجایی؟؟؟!!

زندگی رو خوب نیگا کرد باید!♥▬♥

برای تو مینویسم،برای تو که دوستت دارم نمیدانم نوشته های قبلی ام را میخواندی یا نه نمیدانم دلت برایم تنگ میشد یا نه ؟؟آن روزها بدترین روزهای زندگی من بود افسوس که کسی مرا نفهمید کاش کنارم بودی!!! فاش میگویم زمین وزمان را برهم زدم دریغ از یک توجه کوچک نفهمیدم چرا مردمان سنگدل این دنیانخواستند پذیرای دل کوچک من باشند انگارهمه منتظر بودند تا تو بیایی اما نیا مدی ومن تنهاتر از همیشه در کوچه های بی کسی قلبم قدم زدم وبا خدای خودم نجوا کردم یادم می آید شبی که داشتی از کنارم می رفتی گفتی: منتظرم بمان به امید اینکه روزی دگر آفتاب برمی آید من باز خواهم گشت و دیگری انتظاری وجود نخواهد داشت تا دل نازک تو را به درد بیاورد  من برای همیشه در جسم و روح و کنار تو خواهم بود گفتی ؛زود برمیگردی اما انگار تمام حرفهایت برای دلخوش کردن من بود وبس........ من از آن روز به بعد پشت پنجره های تنهاییم با دلی پر از غم نشسته ام وهنوزم که هنوز هست چشمم را  از خط های سفید جاده برنداشته ام گاهی وقت ها گذشته را مرور میکنم یاد حرف هایت می افتم هنوز همان طراوات وتازگی خود را دارند مطمعن باش هیچکدام از خاطراتمان زیرپایی نمانده تا پای دیگران آن را خاکی کند هنوز در دلم جایی برای تو نگاه داشته ام  و با فکر ویاد تو به آمدن تو امیدوارتر از همیشه زندگی ام را میگذرانم نمیدانم بدون من زندگی برای تو چه معنا یی دارد ؟نمیدانم باید باز هم منتظرت بمانم یا نه ؟نمیدانم کسی را توانسته ای پیدا کنی که مثل من همهء وجودش تو باشی  ؟گمان نمیکنم.نمیدانم باز هم در رویا هام به زندگی  با تو فکر کنم یا نه ؟باز هم تورا پدری دلسوز ومهربان برای بچه هایم بدانم یا نه ؟به فکر برگشتن نیستی؟انگار خیلی  خوش میگذرد که ما را فراموش کرده ای.......به فکر برگشتن باش شاید وقتی تو برمیگردی دیگر برای همه چیز دیر باشد دیگر برای پدر شدن دیر باشد دیگر چشمی پشت پنجره منتظرصدای چکه های گلی سزبازیت نباشد دیگر برای همه چیز دیر باشد برا یعشق ورزیدن دیر باشد ......... شاید برای همیشه من هم منتظرت نمانم پس حالا که همه چیز خوب پیش میرود موقع مرخصی های سربازی ات کمی بیشتر برایم وقت بگذار شاید خواستم خبری برایت دهم که از شنیدنش خوشاحال شوی....... نمیدانم شاید عمر من تمام شود ونتوانم پایان سربازی ات را ببینم کاش با تو کمی دیرت میرفتی یا من کمی زود تر تورا پیدا میکردم.اماچه فایده که افسوس خوردن دیگر معنایی ندارد............("سخته عاشقونه موندن     دل به هیچ کسی نبستن      چه عذابیه که امروز     تورو دارم و ندارم     موندی تا ابد تو قلبم       اما رفتی از کنارم ") ZAHRA_MIKA  
نوشته شده در جمعه 13 فروردین 1389 ساعت 05:08 ب.ظ توسط zahra mika نظرات |


Design By : Pichak